قرآن کریم، نگاه و تفکر به آیات الهی را در دهها آیه بیان کرده است. «إِنَّ فی خَلْقِ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ اخْتِلافِ اللَّیْلِ وَ النَّهارِ وَ الْفُلْکِ الَّتی تَجْری فِی الْبَحْرِ بِما یَنْفَعُ النَّاسَ وَ ما أَنْزَلَ اللَّهُ مِنَ السَّماءِ مِنْ ماءٍ فَأَحْیا بِهِ الْأَرْضَ بَعْدَ مَوْتِها وَ بَثَّ فیها مِنْ کُلِّ دابَّهٍ وَ تَصْریفِ الرِّیاحِ وَ السَّحابِ الْمُسَخَّرِ بَیْنَ السَّماءِ وَ الْأَرْضِ لَآیاتٍ لِقَوْمٍ یَعْقِلُونَ»؛ در آفرینش آسمانها و زمین، و آمد و شد شب و روز، و کشتیهایی که در دریا به سود مردم در حرکتند، و آبى که خداوند از آسمان نازل کرده، و با آن، زمین را پس از مرگ، زنده نموده، و انواع جنبندگان را در آن گسترده، و (همچنین) در تغییر مسیر بادها و ابرهایى که میان زمین و آسمان مسخرند، نشانههایى است (از ذات پاک خدا و یگانگى او) براى مردمى که عقل دارند و مىاندیشند! (بقره/ ۱۶۴)
«أَمَّنْ خَلَقَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ وَ أَنْزَلَ لَکُمْ مِنَ السَّماءِ ماءً فَأَنْبَتْنا بِهِ حَدائِقَ ذاتَ بَهْجَهٍ ما کانَ لَکُمْ أَنْ تُنْبِتُوا شَجَرَها أَ إِلهٌ مَعَ اللَّهِ بَلْ هُمْ قَوْمٌ یَعْدِلُونَ»؛ (آیا بتهایی که معبود شما هستند بهترند) یا کسى که آسمانها و زمین را آفریده؟! و براى شما از آسمان، آبى فرستاد که با آن، باغهایی زیبا و سرور انگیز رویاندیم شما هرگز قدرت نداشتید درختان آن را برویانید! آیا معبود دیگرى با خداست؟! نه، بلکه آنها گروهى هستند که (از روى نادانى، مخلوقات را) همطراز (پروردگارشان) قرار مىدهند! (نمل/ ۶۰)
۲. معاد و رستاخیز شناسی
دومین درسی که از فصل بهار باید گرفت این است؛ فصل بهار فصل زنده شدن طبیعت و بیدار شدن زمین از خواب زمستانی است. به تعبیر بهتر، بهار فصل دوباره جان گرفتن و باز حیات طبیعت است. احیا و یا بازآفرینی، یعنی زنده شدن پس از مرگ است.
یکی از درسهای مهمی که از رویش گیاهان و سرسبز شدن دوبارۀ درختان در فصل بهار میتوان آموخت این است که این باز آفرینی مجدد، مختص طبیعت نیست، بلکه آدمیان نیز پس از مرگ دوباره زنده میشوند.
در حقیقت، فصل بهار در بر دارنده هشدار جدی به آدمیان است، و آن هشدار این است که همان خدایی که طبیعت را پس از مردن آن زنده میکند قادر است شما را نیز پس از مرگتان زنده کند. بنابراین، نباید خیال کنید که با مردن همه چیز تمام میشود.
رویش گیاهان و سرسبز شدن درختان در فصل بهار یکی از نشانههایی است که میتواند زندگی پس از مرگ را به آدمیان یادآوری کند و یاد آخرت را در دل آنان زنده نگه دارد.
خداوند در قرآن کریم میفرماید: « وَ اللَّهُ الَّذی أَرْسَلَ الرِّیاحَ فَتُثیرُ سَحاباً فَسُقْناهُ إِلى بَلَدٍ مَیِّتٍ فَأَحْیَیْنا بِهِ الْأَرْضَ بَعْدَ مَوْتِها کَذلِکَ النُّشُورُ» ؛ خداوند کسى است که بادها را فرستاد تا ابرهایى را به حرکت درآورند سپس ما این ابرها را به سوى زمین مردهاى راندیم و به وسیله آن، زمین را پس از مردنش زنده مىکنیم رستاخیز نیز همین گونه است! (فاطر/ ۹)
شهید مطهری از سروده مولانا نقل میکند.
این بهار نو ز بعد برگ ریز
هست برهان بر وجود رستخیز
در بهار آن سِرها پیدا شود
هر چه خورده ست این زمین رسوا شود
بر دمد آن از دهان و از لبش
تا پدید آرد ضمیر و مذهبش
سِرِّ بیخ هر درختى و خورش
جملگى پیدا شود آن بر سَرش
هر غمى کز وى تو دل آزرده اى
از خمار میبود کان خورده اى
لیک کى دانى که آن رنج خمار
از کدامین مى بر آمد آشکار؟
این خمار اشکوفه ى آن دانه است
آن شناسد که آگه و فرزانه است
(یاد داشتهای شهید مطهری، ج۷، ص ۱۲۹)
۳. فصل تحول و شکوفایی
فصل بهار، فصل تحول و دگرگونی است؛ هر روز، هر ساعت و هر ثانیه که به طبیعت نگاه بیندازی شاهد تحول مثبت هستی، درختان سر سبز میشوند، شکوفه میکنند و به بار مینشینند.
انسان نیز برای بهتر زندگی کردن، نیاز به تحول و دگرگونی دارد، دگرگونی مثبت و کمال آفرین؛ به همین خاطر است که نخستین لحظه تحویل سال، همه این دعای زیبا را زمزمه میکنیم:
یا مقلبالقلوب و الابصار
یا مدبر اللیل و النهار
یا محول الحول و الاحوال
حول حالنا الی احسن الحال؛
ای دگرگون کنندهی قلبها و چشمها
ای گرداننده و تنظیم کنندهی روزها و شبها
ای تغییر دهندهی حال انسان و طبیعـــــت
حال ما را به بهترین حال دگرگون فرمــــــــــا!
همانگونه که تحول طبیعت، در پرتو سر سبزی و به بار نشستن تحقق مییابد، تحول مثبت آدمی نیز به برکت علم و اخلاق متبلور خواهد شد.
۴. فصل سخاوت و بخشندگی
فصل بهار، فصل سخاوت و بخشندگی است. در فصل بهار، باران بهاری سخاوتمندانه در کوه و دشت و دمن میبارد و همه را سیراب میسازد؛ نسیم دلنواز و حیات بخش، درختان و سبزه زارها را نوازش میدهد و خورشید با انرژی معتدل بر همه میتابد.
ابر و باد و مه و خورشید و فلک در کارند
تا تو نانی به کف آری و به غفلت نخوری
درس سخاوت و بخشندگی بهترین درسی است که از فصل بهار میتوان گرفت.
قرآن کریم میفرماید: «یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا أَنْفِقُوا مِمَّا رَزَقْناکُمْ مِنْ قَبْلِ أَنْ یَأْتِیَ یَوْمٌ لا بَیْعٌ فیهِ وَ لا خُلَّهٌ وَ لا شَفاعَهٌ وَ الْکافِرُونَ هُمُ الظَّالِمُونَ» ؛ اى کسانى که ایمان آوردهاید! از آنچه به شما روزى دادهایم، انفاق کنید! پیش از آنکه روزى فرا رسد که در آن، نه خرید و فروش است (تا بتوانید سعادت و نجات از کیفر را براى خود خریدارى کنید)، و نه دوستى (و رفاقتهای مادى سودى دارد)، و نه شفاعت (زیرا شما شایسته شفاعت نخواهید بود.) و کافران، خود ستمگرند (هم به خودشان ستم مىکنند، هم به دیگران). (بقره/۲۵۴)
۵. اعتدال و میانه روی
فصل بهار، فصل اعتدال و میانه روی است، نه از سرمای سوزناک زمستان خبری است و نه از گرمای طاقتفرسای تابستان، هوای معتدل بهاری جسم و جان آدمی را نوازش میدهد.
در فصل بهار نه از شبهای دیجور زمستان اثری است و نه از روزهای پر حرارت و طولانی تابستان نشانهای است؛ شب و روز مساوی و معتدل در حال گردشند.
مهمترین درسی که از این فصل میآموزیم، اعتدال و میانه روی در تمام ابعاد زندگی است. قرآن کریم به حدی روی اعتدال و میانه روی تأکید دارد که حتی در راه رفتن دستور به اعتدال و میانه روی میدهد.
لقمان حکیم به فرزندش توصیه دارد: «وَ اقْصِدْ فی مَشْیِکَ وَ اغْضُضْ مِنْ صَوْتِکَ إِنَّ أَنْکَرَ الْأَصْواتِ لَصَوْتُ الْحَمیرِ» ؛ (پسرم!) در راه رفتن، اعتدال را رعایت کن از صداى خود بکاه (و هرگز فریاد مزن) که زشتترین صداها صداى خران است. (لقمان/ ۱۹)
۶. طراوت و شادابی
فصل بهار، فصل طراوت و شادابی است. سر زنده و شاداب بودن، درس دیگری است که از فصل بهار میتوان آموخت. در آموزه های دینی ما نیز شاداب و بشاش بودن از ویژگیهای انسانهای پرهیزگار توصیف شده است. امام علی (ع) میفرماید: «الْمُتَّقُونَ أَنْفُسُهُمْ قَانِعَهٌ وَ وُجُوهُهُمْ مُسْتَبْشِرَهٌ…» انسانهای با تقوا، نفسهایشان قانع و چهره های شان شاداب است. (على لیثى واسطى، عیون الحکم و المواعظ، ص۵۸)
۷. صبر و پایداری
در فصل بهار، طبیعت شبهای سرد، طوفانی و طولانی را تحمل کرده است تا به فصل بهار رسیده است؛ کولاک و یخبندان اگرچه همه چیزش را از او گرفته است، اما طبیعت در برابر بی رحمیهای زمستان به یمن پایداری و مقاومت خود را به فصل بهار رسانده و دو باره جان تازه گرفته است.
درس مقاومت و پایداری، بهترین درسی است که میتوان از فصل بهار گرفت، که « فَإِنَّ مَعَ الْعُسْرِ یُسْراً، إِنَّ مَعَ الْعُسْرِ یُسْراً»؛ به یقین با (هر) سختى آسانى است! (آرى) مسلّماً با (هر) سختى آسانى است، (المنشرح۵- ۶)
