کمی آنطرفتر
میان بغض من و شاپرکها
مادر نفس داشت...
هرچند سنگ صبوری جز
قاب عکس کنار طاقچه دلتنگی ندارم
اما مدت هاست
از هرچه بی تو بر من روا داشت روزگار ،
بیزارم
تقدیر به خودخواهی خود
تو را از من گرفت
هنوز نفس میکشد زمین
هنوز خاک سرد نیست
هنوز یاد لحظه های بودنت
ارامم میکند
وگرنه به کدامین صبر میشود
بی تو زیست مادر؟؟؟
برچسب:
نویسنده: آتنا رادمنش
تاريخ: پنجشنبه
25 شهريور
1395 ساعت: 20:12